كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

672

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ آن گروه انبياء ع كه مذكور شدند از زكريا ع تا ادريس عليه السلام آنانند كه انعام كرد خداى بر ايشان بانواع انعام دينيه و دنيويه و اصناف مواهب صوريه و معنويه مِنَ النَّبِيِّينَ از پيغمبران بيان موصول است يعنى آنان پيغمبرانند مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ از فرزندان آدم ع كه ادريسست و باقى ايشان وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ و از ذريت آنها كه برداشتيم ايشان را در كشتى با نوح و آنها غير ادريس‌اند وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهِيمَ و از فرزندان ابراهيم وَ إِسْرائِيلَ و از ذريت يعقوب وَ مِمَّنْ هَدَيْنا و از جمله آنها كه راه نموديم ايشان را به حق وَ اجْتَبَيْنا و برگزيديم ايشان را از ميان مردمان به نبوّت إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ چون خوانده شود بر ايشان آيتهاى خداى تعالى در كتب منزله بر ايشان خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا به روى درافتادند در حالتى كه سجده‌كنندگان بودند مر خداى را و گريندگان از خوف وى گريه را باستماع تلاوت كلام ربانى نسبتى خاصست چنانچه در خبر آمده كه قرآن خوانند و گريه كنيد و اگر نتوانيد خود را بتكلف در گريه درآريد و صالح مرى فرمود كه در خواب قرآن بر حضرت رسالت پناه عليه الصلاة و السلام خواندم فرمود كه يا صالح هذه القراءة فاين البكاء كلام دوست به هيچ شوقست چون آتش شوق در كانون دل برافروخته گردد آب حزن از ديده ريخته گردد و اذا سمعوا ما انزل الى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع نظم اى دريغا اشك من دريا بدى * تا نثار دلبرى زيبا بدى اشك كان از بهر او بارند خلق * گوهرست و اشك پندارند خلق اين سجده پنجم است از سجدات قرآن حضرت شيخ عربى قدس سره اين سجده را كه به جهت تلاوت آيات رحمانى وقوع مىيابد سجود انعام گفته و گريه كه متفرع بروست آن را گريه فرح و سرور مىدارد چه رحمت رحمانيه مقتضى لطف و رافت است و موجب بهجت و مسرت پس نتيجه او طرف است نه اندوه و تعب فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ پس در رسيدند از پس ايشان فرزندان بد كه از فرط غفلت أَضاعُوا الصَّلاةَ فروگذاشتند نماز را يعنى ترك كردند وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ و پيروى نمودند آرزوهاى نفس را از انواع معاصى چون شرب خمر و زنا و امثال آن فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا پس زود باشد كه ببينند جزاى گمراهى و تباه‌كارى يا عذاب و زيان و گويند غى چاهيست در دوزخ كه اهل دوزخ از عذاب اهل آن چاه پناه به خدا جويند و بقول بعضى وادييست در جهنّم آتش او تيزتر و عذاب او سخت‌تر كه بىنمازان و متابعان آرزوى نفس را به‌آنجا برند إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ مگر آنكه بازگشته باشد از معصيتها و ايمان آورده باشد بدل و زبان وَ عَمِلَ صالِحاً و كرده باشد عملهاى شايسته فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ پس آن گروه تائب و مؤمن درآورده شوند به بهشت و حفص فعل معلوم مىخواند يعنى درآيند در بهشت وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً و ستم ديده نشوند در چيزى از چيزهاى خود يعنى از مزد ايشان چيزى كم نكند و آن چه بهشت باشد كه ايشان را درآرند در ان .